گل شد برآمد پیکرم آهسته آهسته

گل شد برآمد پیکرم آهسته آهسته
انگار دارم می پرم آهسته آهسته
انگشترم، مُهرم، پلاکم، چفیه ام، عطرم
پیدا شد از دور و برم آهسته آهسته
آهسته آهسته سرم از خاک می روید
از خاک می روید سرم آهسته آهسته
جز نیمه ای از من نمی یابید، روزی سوخت
در شعله نیم دیگرم آهسته آهسته
خوابیدم بر شانه ها و می برندم ... نه
تابوت را من می برم آهسته آهسته
آن پیرزن، این زن به چشمم آشنا هستند
دارم به جا می آورم آهسته آهسته

این خبر می ریخت
خواندم، پدر جای تو خالی است
از چشم های خواهرم آهسته آهسته
دیگر برای آستین بالا زدن دیر است
این را بگو با مادرم آهسته آهسته
دیدگاه ها (۷)

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌وششم: نفرینی که در تاریکی زاده شد---گ...

رمان:رویای او وقسم به تمام مقدساتم که تو رویای منی 🫀 پارت:6ا...

به بهانه کشف پیکر مطهر١٧٥ تن شهدای غواص عملیات کربلای ٤ که ب...

به بهانه کشف پیکرمطهر ۱۷۵ تن شهدای غواص عملیات کربلای چهار ک...

مصیبت های من بسیار اما دلبرم خوب استتنش گرم و لبش شیرین ! هو...

عکس اول ناگهان دور و برم آتش گرفتپیش چشمم خنده های مادرم آتش...

مصیبت های من بسیار اما دلبرم خوب استتنش گرم و لبش شیرین ! هو...

علی ع و زهرا ص یه روح در دو بدن

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط