روح بیمار طبیعت را – می فهمی

روح بیمار طبیعت را – می فهمی
در دیار خشک
در میان سایه های تیره – در زنجیر
مرگ را می بینی
گاه بی تابی
…گاه می خندی
عاشق باران که باشی
در اضطراب شب – به دنبال آغوش امنی می گردی
تا تن نازک تب زده ات را بسپاری به تنش
تا فراموش کنی..عاشق باران که باشی
منتظر می مانی
بر نگاه بی کلام پنجره – چشم می دوزی
شعر می خوانی
دیدگاه ها (۱)

✌ ☺ ✌

✌ ☺ ✌

پرسیدم خدایا :دلیل خلق من چیه⁉ 👼 ندا اومد: 😍 آخه ت...

یه روزهایی تو زندگیمون هست که ...هیچ اتفاق خاصی نمی افته ......

تو را می‌بخشم، نه به این خاطر که زخم‌هایت درد نداشتند، و نه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط