و آخریـن حرف دل

و آخریـن حرف دل
برای او که دیگر به خدا سپردمش
نگاه میکنم عکست را
و به خاطر می آورم تــمام حرف هایت را
نگاهت را
و حتـی چشمانت را
نمیدانم من بـــــد بودم
زمانه بـــــد بود
یا شاید هـــــم زبانـــــم لال تــــــــــو
هنـــــوز هم در تعجب رفتنت مانده‌اَم
امـــــا
هـــــر کجا رفتی خدا پشت و پناهــت
یادت باشد
من تو را بخشیدم
امـــــا دلـــــم را نمیدانم
با هرکسی هستی دُرُست
دستانـش را محکم لمس کن
امـــا یادت باشد
دستاڹ من هنوز لمـــــس میکند دستانت را
امــــــــــا در خیال
رسم مردانگی اگـــــر این است
من طالب نامـــــردانم
دیدگاه ها (۱)

بی تو تنها گریه ڪردم تو شبای بی ستارهانتظار تو ڪشیدم تا ڪه ب...

چقدر سخته تازه بخوای به یه نفر تڪیه ڪنی اما وقتی به خودت میا...

دل به دل راه قشنگی دارد ،که درونش همه عشق است و وفاو ندارد ر...

دیدی ای دل عاقبت زخمت زدند...گفته بودم مردم اینجا بدند...دید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط