و آخریـن حرف دل
و آخریـن حرف دل
برای او که دیگر به خدا سپردمش
نگاه میکنم عکست را
و به خاطر می آورم تــمام حرف هایت را
نگاهت را
و حتـی چشمانت را
نمیدانم من بـــــد بودم
زمانه بـــــد بود
یا شاید هـــــم زبانـــــم لال تــــــــــو
هنـــــوز هم در تعجب رفتنت ماندهاَم
امـــــا
هـــــر کجا رفتی خدا پشت و پناهــت
یادت باشد
من تو را بخشیدم
امـــــا دلـــــم را نمیدانم
با هرکسی هستی دُرُست
دستانـش را محکم لمس کن
امـــا یادت باشد
دستاڹ من هنوز لمـــــس میکند دستانت را
امــــــــــا در خیال
رسم مردانگی اگـــــر این است
من طالب نامـــــردانم
برای او که دیگر به خدا سپردمش
نگاه میکنم عکست را
و به خاطر می آورم تــمام حرف هایت را
نگاهت را
و حتـی چشمانت را
نمیدانم من بـــــد بودم
زمانه بـــــد بود
یا شاید هـــــم زبانـــــم لال تــــــــــو
هنـــــوز هم در تعجب رفتنت ماندهاَم
امـــــا
هـــــر کجا رفتی خدا پشت و پناهــت
یادت باشد
من تو را بخشیدم
امـــــا دلـــــم را نمیدانم
با هرکسی هستی دُرُست
دستانـش را محکم لمس کن
امـــا یادت باشد
دستاڹ من هنوز لمـــــس میکند دستانت را
امــــــــــا در خیال
رسم مردانگی اگـــــر این است
من طالب نامـــــردانم
- ۹۵۵
- ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط