عاشقم

عاشقم
اهل همین
ڪوچه‌ے بن‌بست ڪـنارے،

ڪہ تو از
پنجره‌اش
پاے به قلب من دیوانہ نهادے،

تو ڪجا ؟
ڪوچه ڪجا ؟
پنجره‌ے باز ڪجا ؟

من ڪجا ؟
عشق ڪجا ؟
طاقتِ آغاز ڪجا ؟

دیدگاه ها (۴)

کرده‌ام باز به آن گریهٔ سودا، سوداکه ز هر اشک زدم بر سر دریا...

رخت مه را رخ و فرزین نهادستلبت بیجاده را صد ضربه دادستچو روی...

دل فدای چشم نازت ای خدای معرفتجان فدای خاک پایت ای مرام معرف...

بیا ای جان بیا ای جان بیا فریاد رس ما راچو ما را یک نفس باشد...

‌ ‌ᶫᵒᵛᵉᵧₒᵤഽباز امشبعبور از ڪوچه‌هاے بن‌بست خیالتدلتنڪَ‌ترم...

بعد عمرے در ڪجا باید ڪہ پیدایت ڪنم؟!از ڪدامین پنجرہ باید تمن...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط