پارت ۵
+جونکوکا
_بله
+دلم برای مامان بابام تنگ شده
_نه
+توروخدا
_اگه به تو بچه آسیب بزنن چی من ۵ماه از بچه محافظت کردم نمیخوام آسیب بینه فراموشش کن
+اونا که گفتن مشکلی نداریم با ازدواج
_هوف باشه میریم دادشتو زنداداشت هم اونجاست
+تو از کجا میدونی
_حالا دیگه
رفتن خونه ننه ی ا.ت با همه سلام و احوال پرسی کردن تا رسید به زنداداش ا.ت
@۳ماه ازدواج کردی ۵ماهه حا#مله ای
+تو که ۵سال ازدواج کردی چی
@کوکی ببین چه زنی گرفتی
_ما کی انقدر با هم صمیمی شدیم
@هوف ا.تی یه لحظه میای بریم بالا
+اوم آره
ویو جونکوک
ا.ت و اون زنداداشش رفتن اتاق من شک کردم مه ماری با ا.ت داشته باشه برای همین رفتم بالا و به حرفاشون گوش دادم
@ببین من کوکی رو دپست دارم اونم همینطور زیاد تزدیکش تشو وگرنه دیگه بچتو نمیبینی
+هق تو چرا هق با من مشکل داهق ری
@خفه شو هولش داد رو زمین
_رفت یه سیلی به زنه زد و رفت پیش ا.ا
_ا.ت حالت خوبه
+نه
_چی شده درد داری ببینمت
+بریم خونه (گریه)
_باشه میتونی بیای
+نه پام درد میکنه
_خب بیا بغلم
کوک ا.ت بغل کرد برد داخل ماشین بهش گفت صبر کنه
+کوکی کاری نکنی
_نه غشقم کاری ندارم
+بعد میره با موهای بهم ریخته کتی که ذیگه نبود دست زخمی اومد تو ماشین
ادامه پارت بعد..
_بله
+دلم برای مامان بابام تنگ شده
_نه
+توروخدا
_اگه به تو بچه آسیب بزنن چی من ۵ماه از بچه محافظت کردم نمیخوام آسیب بینه فراموشش کن
+اونا که گفتن مشکلی نداریم با ازدواج
_هوف باشه میریم دادشتو زنداداشت هم اونجاست
+تو از کجا میدونی
_حالا دیگه
رفتن خونه ننه ی ا.ت با همه سلام و احوال پرسی کردن تا رسید به زنداداش ا.ت
@۳ماه ازدواج کردی ۵ماهه حا#مله ای
+تو که ۵سال ازدواج کردی چی
@کوکی ببین چه زنی گرفتی
_ما کی انقدر با هم صمیمی شدیم
@هوف ا.تی یه لحظه میای بریم بالا
+اوم آره
ویو جونکوک
ا.ت و اون زنداداشش رفتن اتاق من شک کردم مه ماری با ا.ت داشته باشه برای همین رفتم بالا و به حرفاشون گوش دادم
@ببین من کوکی رو دپست دارم اونم همینطور زیاد تزدیکش تشو وگرنه دیگه بچتو نمیبینی
+هق تو چرا هق با من مشکل داهق ری
@خفه شو هولش داد رو زمین
_رفت یه سیلی به زنه زد و رفت پیش ا.ا
_ا.ت حالت خوبه
+نه
_چی شده درد داری ببینمت
+بریم خونه (گریه)
_باشه میتونی بیای
+نه پام درد میکنه
_خب بیا بغلم
کوک ا.ت بغل کرد برد داخل ماشین بهش گفت صبر کنه
+کوکی کاری نکنی
_نه غشقم کاری ندارم
+بعد میره با موهای بهم ریخته کتی که ذیگه نبود دست زخمی اومد تو ماشین
ادامه پارت بعد..
- ۱۰.۶k
- ۰۸ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط