Otagh baghli
Otagh baghli
Part 58
از کلاسمون خارج شدم و به سمت کلاسی که قرار بود توش امتحان بدم رفتم ..
....
داشتم از پله ها میرفتم پایین تا برگردم خونه ..
امتحانم رو خداروشکر خیلی خوب دادم و مطمئنم بیست میشم ..
ایشالا که واقعا هم همینطور باشه ..
..
از جلوی کلاس سوهو رد شدم و سرکی کشیدم ..
چون اونا سال بالایی بودن و دیر تر از ما برمیگشتن خونه ..
..
برای همین کلاس اونا دبیر سر کلاس بود و داشت درس میداد ..
منم از لایه در هر چقدر تلاش کردم ببینمش نبود ..
فک کنم غایبه ..
عجیبه ها ..
معمولا اصن پیش نمیومد که غیبت کنه ..
عجیبش هم اینجاست که هم سوهو امروز غایبه هم یونا ..
چه تفاهمی 😂
بیخیال این فکر ها شدم و به سمت خیابون راه افتادم که برم خونه ..
واقعا دلم یه خوابه درست حسابی میخواست ..
(ویو یونا )
امروز با سوهو مدرسه رو پیچوندیم که بریم دور دور ..
میشه گفت یه دیت رومانتیک دو نفره با هم داشتیم ..
صبح چون هوا خیلی خوب بود رفتیم شهربازی .
بعدش رفتیم خرید ..
و رفتیم ناهار خوردیم و الانم که داریم توی پارک با هم قدم میزنیم ..
سوهو : امروز هوا خیلی خوبه نه
نه خیلی گرمه نه خیلی سرد ..
نفس عمیقی کشیدم ..
یونا : هوممم
درستهه
سوهو اومد نزدیکم و بوسه ای روی گونم کاشت .
لبخندی بهش زدم ..
یونا : راستیی
سوهوو
سوهو : جانم
با تردید گفتم :..
یونا : ا/ت رو چیکار کنیم
نمیخوام آسیا ببینه
اونم با حرفم رفت تو فکر و وایساد
منم وایسادم..
حق با من بود ..
ما نباید این کارو میکردیم ..
هر دو مون خوب میدونستیم که کاری که داریم میکنیم تهِ نامردیه
ولی خب من و سوهو هم خیلی همو دوست داشتیم و داریم (بیاححح👍🏻)
پس این جا مهم من و سوهو ایم نه ا/ت
سوهو : بنظرم بیا فعلا راجبش کاری نکنیم ..
راست میگفت .
چرا باید برام مهم باشه
مهم من و سوهو ایم
پس ا/ت به تخم/م
(دوستان شما نمونه ی انسانیه خانم پَیاز و آقای پُرتُقال رو مشاهده میکنین 💁🏻♀️😍)
«ویو جونگکوک »
جونگکوک :....
خب اینم از پارت جدید ..
شرمنده دیر گذاشتم چون رفته بودم جایی و خونه نبودم ، برا همین دیر شد ..
شرط : ۱۱۵ لایک ، ۷۳ کامنت ، ۳۲ بازنشر
بوس بهتون
بای بای 🥹👋🏻💋
Part 58
از کلاسمون خارج شدم و به سمت کلاسی که قرار بود توش امتحان بدم رفتم ..
....
داشتم از پله ها میرفتم پایین تا برگردم خونه ..
امتحانم رو خداروشکر خیلی خوب دادم و مطمئنم بیست میشم ..
ایشالا که واقعا هم همینطور باشه ..
..
از جلوی کلاس سوهو رد شدم و سرکی کشیدم ..
چون اونا سال بالایی بودن و دیر تر از ما برمیگشتن خونه ..
..
برای همین کلاس اونا دبیر سر کلاس بود و داشت درس میداد ..
منم از لایه در هر چقدر تلاش کردم ببینمش نبود ..
فک کنم غایبه ..
عجیبه ها ..
معمولا اصن پیش نمیومد که غیبت کنه ..
عجیبش هم اینجاست که هم سوهو امروز غایبه هم یونا ..
چه تفاهمی 😂
بیخیال این فکر ها شدم و به سمت خیابون راه افتادم که برم خونه ..
واقعا دلم یه خوابه درست حسابی میخواست ..
(ویو یونا )
امروز با سوهو مدرسه رو پیچوندیم که بریم دور دور ..
میشه گفت یه دیت رومانتیک دو نفره با هم داشتیم ..
صبح چون هوا خیلی خوب بود رفتیم شهربازی .
بعدش رفتیم خرید ..
و رفتیم ناهار خوردیم و الانم که داریم توی پارک با هم قدم میزنیم ..
سوهو : امروز هوا خیلی خوبه نه
نه خیلی گرمه نه خیلی سرد ..
نفس عمیقی کشیدم ..
یونا : هوممم
درستهه
سوهو اومد نزدیکم و بوسه ای روی گونم کاشت .
لبخندی بهش زدم ..
یونا : راستیی
سوهوو
سوهو : جانم
با تردید گفتم :..
یونا : ا/ت رو چیکار کنیم
نمیخوام آسیا ببینه
اونم با حرفم رفت تو فکر و وایساد
منم وایسادم..
حق با من بود ..
ما نباید این کارو میکردیم ..
هر دو مون خوب میدونستیم که کاری که داریم میکنیم تهِ نامردیه
ولی خب من و سوهو هم خیلی همو دوست داشتیم و داریم (بیاححح👍🏻)
پس این جا مهم من و سوهو ایم نه ا/ت
سوهو : بنظرم بیا فعلا راجبش کاری نکنیم ..
راست میگفت .
چرا باید برام مهم باشه
مهم من و سوهو ایم
پس ا/ت به تخم/م
(دوستان شما نمونه ی انسانیه خانم پَیاز و آقای پُرتُقال رو مشاهده میکنین 💁🏻♀️😍)
«ویو جونگکوک »
جونگکوک :....
خب اینم از پارت جدید ..
شرمنده دیر گذاشتم چون رفته بودم جایی و خونه نبودم ، برا همین دیر شد ..
شرط : ۱۱۵ لایک ، ۷۳ کامنت ، ۳۲ بازنشر
بوس بهتون
بای بای 🥹👋🏻💋
- ۴۲۶
- ۱۹ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط