‍ ‍کنار پنجره ی رویاهایم بنشین که مهتاب از چهره ی زیبای ت

‍ ‍کنار پنجره ی رویاهایم بنشین که مهتاب از چهره ی زیبای تو بتابد و دستهایت را چون قدیسه ای که در معبدی دور خدایش را طلب میکندبالا بگیرومرا به معبد تنهاییهایت فرا بخوان...
مرا بنام کوچکم صدا بزن که جهان تاریک اتاق زیر شیروانی منور شود به صدای تو از تکرار نام من...
مرا در آغوشت بگیر و ببوس مانند مادری که تنها سرباز برگشته از میدان جنگ را بیاد فرزند خویش در آغوش میگیرد و میبوسد...
مرا دوست بدار آنگونه که من تو را دوست میدارم و به هیچکس حتی مهتاب اجازه نده برای لحظه ای کوتاه قاب چشمانت را از تصویر ناتمام من تهی سازد و از خویشتن سرشار کند....
مرا بخوان بنام.....
دیدگاه ها (۱)

‍ پنجره ها را دوست دارم...این زخمهای همیشگی بر تن سرد دیواره...

‍ مرا همیشه نگهدار...گاهی در قلبت..گاهی در چشمت...گاهی در آغ...

‍ ‍ ‍ مادرم همیشه میگفت پشت هرمردموفقی یک زن ایستاده است ..ی...

‍ ‍پلک چشمم که میپرید مادر زبان به دندان میگزید و میگفت:هیسس...

✲ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌جانا دلم چه میدان...

✲ " پسری که هیچ انتخابی نداشت... "👇👇👇✍️ : دریکو مالفوی از نظ...

✲ زمان میبرد تا دیگری را پیدا کنیم... :) ✍️ : جاناتان بایرز ...

خوش_قلبی

🔻🔻🔻⛔⛔⛔🔺🔺🔺

🔺🔺🔺⛔⛔⛔🔻🔻🔻

حس می‌کنم مدت‌هاست سقوط می‌کنم و به زمین نمی‌رسم؛ غرق می‌شو...

🔹🔷༺༒︎ @nouyan ༒︎༻🔷🔹 #یه‌چی بگم در گوشت😘🫀🔥#طنزنویان#ویسگون #ک...

قلب_پاک

با این آدمای دورو چیکار کنیم ؟؟🙁😑.#حرفحساب #شعر #گوینده #دور...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط