ویو جونگکوک

ویو جونگکوک
عصبی شدم
-این پسر روبه روت دیگه کوچولو نیست مادر...تو دیگه نمیتونی شکنجش کنی می‌دونی که...
¢ولی میتونم کل مقامت و ازت بگیرم و بعدش همون پری دریایی و خودت و بکشم
$خون یه خوناشام و پری دریایی...هومم خوشمزه به نظر میاد
ازشون میترسیدم‌...اینا از من هم پلید تر،بیرحم تر و شیطانی تر بودن
-الان میخواید چیکار کنم؟(عصبی)

¢یه پری بالدار انتخاب کن...دختر خوبی باشه و سلیطه و نافرمان نباشه...یا بااااا دختر عموت ازدواج کن اون گزینه خوبیه...
-یه پری بالدار و انتخاب میکنم...میتونید برید
$یادت باشه پسرم... فقط دو روز وقت داری
¢(خنده) فقطططط دو روز خوناشام کوچولوی مامان....
عصبی رفتم تو اتاقم چرا نمیتونم با کسی که عاشقشم ازدواج کنم؟هوف الان من کیو برا عاشقی و بچه دار شدن انتخاب کنم...نصف پری های اینجا ناقصن..و یا سلیطه...میترسم آخرش مجبور بشم با دختر عموم باشم... اون هرزست...به شدت هرزه..آت و انتخاب کنم؟؟یا مونا...زنگوله رو به صدا در آوردم که یه بادیگارد اومد تو
£بله قربان.
-مونا و آت و بیار اینجا
بعد چند مین در زدن
-بیاید تو...
مونا بال های خیلی بلند داشت که البته رنگشون کرمی بودن یعنی علف خیلی خوبی نیست اما علف بدی هم نیست...آت اوایل اومدنش بال هاش سفید بود و به شدت بلند و زیبا اما الان بهش نگاه کردم...صورتشو شسته بود و خون روش نبود ولی خوشگل بود...جفتشون تعظیم کردن
مونا: ارباب جون. کاری داشتید؟؟
-اره..بشینید
نشستن آت سرش پایین بود و مونا چشمش به من
-من یه پری می‌خوام که باهام ازدواج کنه و برام وارث بیاره و...
که مونا پرید وسط حرفم
مونا:عه ارباب ولی آت که دیگه جزو پری ها حساب نمیشه
-وسط حرفم نپر مونا به تو هیچ ربطی ندارع ( ترسناک)
آت اشکاش ریخت..اهمیت ندادم و ادامه دادم
-میخوام برام وارث بیاره و به عنوان زنم بچه هامو بزرگ کنه..بین شما دوتا می‌خوام یکیو انتخاب کنم..
+ارباب...لطفا مونا رو انتخاب کنید من اصلا مناسب نیستم و حتی بال هم ندارم
مونا:راست میگه ارباب منو انتخاب کنبد پشیمون نمیشید

ببخشید بابت تاخیر....ممنونم که به حرفم گوش دادید و کامنت خوب برام گذاشتید،پرنسسا من خیلی خوشحال میشم ازینکه نظر میدید اما اینکه اگه نظرتون عملی نشد لطفا ناراحت نشید من تا جای ممکن دارم سعی میکنم فیک غیر قابل پیش بینی باشه و الان هیچکدوم از فکراتون فک نکنم درست باشه ولی خواستم بگم که لطفا نگید که چیکار کنم...منظورم این نیست


وای به نظرم قرارع بره به جونگکوک

خب این کامنت خیلی ساده و اکیع برام اما این

باید با جونگکوک باشه وگرنه میکشمت

درباره اینطور کامنت باید بگم شما خواننده هستید و من نویسنده پس لطفا فقط از فیک لذت ببرید
دیدگاه ها (۴۸)

ویو آتبدنم درد میکرد و اینکه دیگه بال ندارم... خیلی حس بدی ب...

ویو جونگکوک کلی قوانین بهش گفتم که آخرش بغضش ترکید و شروع کر...

ویو جونگکوک آت آروم شد و گفت می‌ره سر کارش رفتم و به مامانم ...

ویو جونگکوک بغضش ترکید و دوباره گریه کرد..خسته شدم از شکنجه ...

ددی جئون ات: الان بهتری؟جونگکوک: اهوم........ مرسی که پیشم ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط