بَعضیارو

بَعضیارو
فِکــر مےکنیم
تونِستیم فَراموشــ کُنیم...
اما وَقتے تَنهاییم
تو سکوتــ ـ شَبـــ
مےبینیم کِــ
چِقَدر دِلمون هواشونو کَــرده
دیدگاه ها (۱)

من هَـمونی ام کـه وَقتی بهـشخِـیــلی نـَزدیکـتَـر میشـی نمیت...

رفتنتنبودنتنامردیت...هیچکدام نه اذیتم کردو نه برایم سوال شد!...

امروز حالم بدجوری بده...

هی...

مهمونی پارت ۲

Forced MarriagePart 58چند ثانیه سکوت شدتهیونگ هنوز نگاهم می‌...

خدمتکار من پارت۷به ماشین تکیه کرده بود و منتظر بودصدای در به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط