ای غـــم بگو از دست تو آخر کجا باید شدن

ای غـــم بگو از دست تو آخر کجا باید شدن
در گوشه میخانه هم ما را تو پیدا می کنی
شهریار
دیدگاه ها (۱۲)

چه شد که بار دگر یاد آشنا کردی؟ چه شد که شیوۀ بیگانگی رها ک...

در روز‌های بارانی من با چتر هیچ ارتباط معنایی ندارم، من هر...

جوجه مرغابیِ کوچک پا به پای مادر شنا می کرد و تمام کارهایش ...

روزهاى بارونى رو خیلى دوست دارم معلوم نمیشه منتظر تاکسى هس...

ای دل! برای آن که نگیری چه می‌کنی؟با روزگار دوری و دیری چه م...

استاد شهریار روحت شاد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط