دوباره می نویسمت ..کنارِ بیت آخرم . . .

دوباره می نویسمت ..کنارِ بیت آخرم . . .
وچکه چکه می چکم...به سطر های دفترم
تو تازیانه می زنی به زخمه ی خیال من
من آب و دانه می دهم به خوش خیالِ باورم
تو مثل ماهِ برکه ای ...و من غریق مست شب
دوباره تو ..دوباره من..شناوری ..شناورم
شنیده ام ز پنجره سراغ من گرفته ای؟
هنوز مثل قاصدک ..میانِ کوچه پرپرم
گلایه از قفس کمی...کمی عجیب میرسد
خودم قفس خریده ام ...برای این کبوترم
شبی بخواب دیدمت...میانِ تنگِ کوچه ها
قدم زنان ..قدم زنان..تو را به خانه می برم
غزل بخواب می رود...به انتها رسیده ام
تمام من چکیده شد..کنارِ بیت آخرم ...
دیدگاه ها (۱)

برای آدمها چه آنها که برایت عزیزترند! چه آنها که فقط دوستت ...

من زیر باران ایستاده امو انتظار تو را می کشممی خواهم قدم های...

خستـــــــــــــــــــــــــــــــه شدم!دلـــــم خیلـــے گرف...

دیدمش ........تنم لرزید دلم خواست محو تماشایش باشمدلم خواست ...

تمام ترسم از این است ڪهیڪ شب بخواهی به خوابم بیاییو من همچنا...

«سوگند عشق»¹:partباران تازه بند آمده بود.کوچه‌های قدیمی یوکو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط