چه حکایت عجیبی است

چه حکایت عجیبی است

هوای پاییز

تنها را تنها تر می کند

و عاشق را عاشق تر
دیدگاه ها (۸)

تو می‌گذریزمان می‌گذردچه کنمبا دلی که از توتوان گذشتنشنیست !

" زنـــــــدگـــــی " معـــنــــی پیــچیــــده ای نــدارد ! ...

هر کسی رفت از این دل ...به جهنم امــــا ...تو نباید بروی از ...

منم ، درختی که برگ هایش را ریخت تا تــــو ، ماه را از میان ش...

عاشق هوای بارونیمممم🛐

مدت هاست می خواهم بگویم دوستش دارماما شما که غریبه نیستید رو...

چه صاف و ساده شروع شد چه عاشقونه و زیباحکایت دوتا عاشق حکایت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط