شب های جمعه،

شب های جمعه،
دلم هوس یک دیس حلوا می کند،
ببرم در قبرستان پخش کنم
مرده ها بیدار شوند!
حالم را بپرسند!
تا کمی کنارشان بنشینم،
شاید
خنده های آنها قشنگ تر باشد!
نمی دانم
دنیا
به خنده هایم، زهرخند می زند ...

#عرفان_یزدانی
دیدگاه ها (۳)

Twenty four

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش اول_ _سردرگم هستم. با خودم در جنگم.می‌خواه...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑨_بخش دوم_مرد با قطره چکانی چند...

در خلوت دل، ندای تو می‌شنوماز خویش رها، صدای تو می‌شنومجمعه‌...

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟛در سمت چپ ِ سینه‌ام ؛سرزمینی‌ست کوچککه تو برای آن خو...

✦ اولین گناه ✦فصل سی‌ونهم: باغِ ما---سال‌ها بعد.عمارتِ دِه‌گ...

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

چند پارت

🌷 بیوگرافی دختری که بلوبری دوست داره 🌷من ..…..... هستم؛ دختر...

جونگ‌کوک عزیز،امروز، اول سپتامبر، روزی است که جهان یک هدیه گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط