چه آسان تماشاگر سبقت ثانیه هاییم

چه آسان تماشاگر سبقت ثانیه هاییم
وبه عبورشان میخندیم
چه آسان لحظه ها را به کام هم تلخ میکنیم
و چه ارزان به اخمی میفروشیم
لذت با هم بودن چه زود دیر میشود
و نمیدانیم فردا می آید و شاید ما نباشیم...
دیدگاه ها (۷)

گاهی از خودم می پرسم اگر همه‌ چیز را می‌دانستم، باز هم همین‌...

پارت ۶ صبح روز بعد، با صدای زنگ گوشیم بیدار شدم.سوفیا بود.ـ ...

فیک تهکوک | جایی که اعتماد مرد

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

سناریو قهوه با بوی شکلات

چند پارتی✨همه‌چیز از یک شب بارانی شروع شد.ات، از صبح منتظر ب...

رایحه پنهانآخر سر آروم سر تکون داد.- عوم... باشه، ارباب.بعد ...

سناریو:مرگ پنهان/پارت¹¹**ایزوکو**کلامی با خوانندگان: عه...بر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط