چه خوش خیال بودم که همیشه فکر میکردم در قلبش محکوم به حبس
چه خوش خیال بودم که همیشه فکر میکردم در قلبش محکوم به حبس ابد هستم. جا خوردم وقتی زندانبان به یکباره بر سرم فریاد زد. هی تو آزادی و بعد از آن صدای گام های غریبه ای که به سلول من می آمد شنیده می شد.
- ۶۸۰
- ۲۵ مهر ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط