𝐖𝐡𝐞𝐫𝐞 𝐃𝐚𝐧𝐜𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐌𝐮𝐬𝐢𝐜 𝐂𝐚𝐧𝐧𝐨𝐭 𝐑𝐞𝐚𝐜𝐡
𝐖𝐡𝐞𝐫𝐞 𝐃𝐚𝐧𝐜𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐌𝐮𝐬𝐢𝐜 𝐂𝐚𝐧𝐧𝐨𝐭 𝐑𝐞𝐚𝐜𝐡
p7
داشت وارد نقطه ی اوج اهنگ میشد که صدای زنگ گوشیش حس عجیبی که توی استادیو پخش شده بود رو متوقف کرد.
آقای پارک بود.
« باز این مرتیکه؟»
تهیونگ زیر لب گفت و تماس رو جواب داد:« کارتو بگو، پارک. »
- جئون تو تیک تاک پست جدید گذاشته.
«خب؟»
- برو لایکش کن و براش کامنت بذار.
« و چرا باید همچین کاری کنم؟»
- برای یه همکاریه قوی نیاز به پیش زمینه ی ارتباطه شما دوتا داریم. یادت نره که باید به حرفام گوش کنی وگرنه...
این بار تهیونگ تلفن رو روی پارک قطع کرد.
تهیونگ باید به اون حرف گوش میکرد؟
فکر کردن به اینکه مجبوره هرچیزی که اون پیرمرد احمق میگه رو گوش بده باعث میشد دلش بخواد بلند داد بزنه و مشتش رو به دیوار بکوبه، کار هایی که از آلفای آرومی مثل اون بعید بود.
اهی کشید و بعد از چرخوندن چشماش موبایلش رو برداشت و وارد تیک تاک شد.
با جونگکوک که بالا تنه ای لخت و شلوار بگ و یک کلاه داشت خیره شد، به اون حرکات بی نقص.
تهیونگ نوک انگشت کشیدش رو آروم روی اون قلب لعنتی فشار داد.
این فقط یک لایک کردن نبود، امضای تهیونگ برای تسلیم شدن در برابر پارک و همکاری با جئون بود.
حالا مجبور بود کامنت بذاره. ۱۰ دقیقه ی کامل به صفحه ی گوشیش زل زد. چه چیزی باید مینوشت که هم غرورش رو حفظ کنه و هم اون منیجره لعنتی رو راضی نگه داره و هم پیش زمینه ی ارتباطش با جئون باشه؟
بلاخره انگشت هاش روی کیبورد حرکت کردن.
« حرکاتت تمیزه. »
و بلاخره اون دکمه رو فشار داد و کامنتش رو ارسال کرد.
ویو جونگکوک:
کنج استادیوی رقص نشسته بود و داشت نظرات مردم رو درمورد نتیجه ی تلاشش میدید.
وای عاشق این استایلم🗣️
چه آقا پسره خوش قیافه ای🗣️
لذت بردم🗣️
خیلی خوبه، فایتینگ🗣️
ناگهان چشمش به چیزی خورد.
@tea
« حرکاتت تمیزه. »
چشم هاش درست میدید؟ همون مرد سخت گیری که تا کمی پیش درتلاش بودن تا هم دیگه رو با خاک یکسان کنن، حالا از رقصش تعریف کرده بود؟
برای جونگکوک جالب بود؛ اینکه همه از استایلش، ظاهرش یا رقص قشنگش صحبت میکردن، اما تهیونگ به حرکات جونگکوک دقت کرده بود و گفته بود « حرکاتت تمیزه. »
این باعث میشد جونگکوک حس کنه یک هنرمنده، نه پسری با بدن خوش فرم و چهره ی جذاب.
شرایط:
۶۰ لایک ۱۰۰ کامنت ۱۵ بازنشر
p7
داشت وارد نقطه ی اوج اهنگ میشد که صدای زنگ گوشیش حس عجیبی که توی استادیو پخش شده بود رو متوقف کرد.
آقای پارک بود.
« باز این مرتیکه؟»
تهیونگ زیر لب گفت و تماس رو جواب داد:« کارتو بگو، پارک. »
- جئون تو تیک تاک پست جدید گذاشته.
«خب؟»
- برو لایکش کن و براش کامنت بذار.
« و چرا باید همچین کاری کنم؟»
- برای یه همکاریه قوی نیاز به پیش زمینه ی ارتباطه شما دوتا داریم. یادت نره که باید به حرفام گوش کنی وگرنه...
این بار تهیونگ تلفن رو روی پارک قطع کرد.
تهیونگ باید به اون حرف گوش میکرد؟
فکر کردن به اینکه مجبوره هرچیزی که اون پیرمرد احمق میگه رو گوش بده باعث میشد دلش بخواد بلند داد بزنه و مشتش رو به دیوار بکوبه، کار هایی که از آلفای آرومی مثل اون بعید بود.
اهی کشید و بعد از چرخوندن چشماش موبایلش رو برداشت و وارد تیک تاک شد.
با جونگکوک که بالا تنه ای لخت و شلوار بگ و یک کلاه داشت خیره شد، به اون حرکات بی نقص.
تهیونگ نوک انگشت کشیدش رو آروم روی اون قلب لعنتی فشار داد.
این فقط یک لایک کردن نبود، امضای تهیونگ برای تسلیم شدن در برابر پارک و همکاری با جئون بود.
حالا مجبور بود کامنت بذاره. ۱۰ دقیقه ی کامل به صفحه ی گوشیش زل زد. چه چیزی باید مینوشت که هم غرورش رو حفظ کنه و هم اون منیجره لعنتی رو راضی نگه داره و هم پیش زمینه ی ارتباطش با جئون باشه؟
بلاخره انگشت هاش روی کیبورد حرکت کردن.
« حرکاتت تمیزه. »
و بلاخره اون دکمه رو فشار داد و کامنتش رو ارسال کرد.
ویو جونگکوک:
کنج استادیوی رقص نشسته بود و داشت نظرات مردم رو درمورد نتیجه ی تلاشش میدید.
وای عاشق این استایلم🗣️
چه آقا پسره خوش قیافه ای🗣️
لذت بردم🗣️
خیلی خوبه، فایتینگ🗣️
ناگهان چشمش به چیزی خورد.
@tea
« حرکاتت تمیزه. »
چشم هاش درست میدید؟ همون مرد سخت گیری که تا کمی پیش درتلاش بودن تا هم دیگه رو با خاک یکسان کنن، حالا از رقصش تعریف کرده بود؟
برای جونگکوک جالب بود؛ اینکه همه از استایلش، ظاهرش یا رقص قشنگش صحبت میکردن، اما تهیونگ به حرکات جونگکوک دقت کرده بود و گفته بود « حرکاتت تمیزه. »
این باعث میشد جونگکوک حس کنه یک هنرمنده، نه پسری با بدن خوش فرم و چهره ی جذاب.
شرایط:
۶۰ لایک ۱۰۰ کامنت ۱۵ بازنشر
- ۲.۷k
- ۱۸ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط