یکی بود یکینبوووود یه روز یه بچه ساله با یه بچه ساله
یکی بود یکینبوووود یه روز یه بچه ۸ ساله با یه بچه ۹ ساله میرن پیش مادر بزرگشون میگن مامی بزرگ؟؟ پدر مادرا چجوری بچه دار میشن؟ مادر بزرگه: !!!(ای تو روحتون من چی بگم ب شما آخه؟) !!!!!!!!! نگا کنید عسلای من... فککنید روتیر چراغ برق یه کلاغ باشه فردا یه کلاغ دیگه میاد پیشش میشن دوتا کلاغ پس فرداش میشن ۳ تا!!! ۸ ساله هه یه نگاهی به ۹ ساله هه میکنه میگه:ب نظرت واقعیتو بهش بگیم یا بذاریم با همین طرز تفکر بمیره؟
- ۶.۷k
- ۲۳ تیر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط