حیف نون رفت حج.

حیف نون رفت حج.
وقتی از حج برگشت رفت سراغ بقالی محلشون.
به مغازه دار گفت دفترهای قرض رو در بیار.




صاحب مغازه خیلی خوشحال شد و با خودش گفت:
خیلی خوبه،اومده قرضشو ادا کنه و پولمو بهم بده.
وقتی دفتر رو در آورد،حیف نون به صاحب مغازه گفت اسم من رو توی دفتر پیدا کن.
صاحب مغازه گفت؛
بله! این هم اسم مبارک شماست


یارو گفت؛ آفرین!
حالا جلو اسمم یه حاجی اضاف کن!😂 😂 😂

‌‌
دیدگاه ها (۳)

" پرواز قوها " " 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت ۶۹ویو راوی بعد از...

رمان : تا وقتی که عاشقت شدم

{من عاشق دشمنم شدم}پارت پنجم ویو جانگ هوسوک -حالا میتونید بر...

ظریف در حال تشکیل دولت در سایه و وزارت امورخارجه در سایه است...

.⭕️ظریف در حال تشکیل دولت در سایه و وزارت امورخارجه در سایه ...

[عمارت عشق]Part: 4لباس هومیکا بهم ریخته بود....نکنه دازای .....

🔴 جواد ظریف در طبقه ۱۸ برج لاکچری خیابان شریعتی در پی چه فتن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط