شب یلدا بود

شب یلدا بود

یلدایی که طولانیترین وصال رو با تنهاییم داشتم

سکوت مطلق اما پر از زجه

به افتخار خودم

منی که همه ی جشن های زندگیم رو تنهایی سر کردم

منی منگ، پشت به قالی، رو بی دیوار، دیوانه وار به خود بی کسم خندیدم

منی که اشکهایم را شمردم بلکه خوابم ببره

خوابی عمیق

شب یلدا بود

یلدایی از ثانیه ی شروعش تا پایان غم انگیز فقط و فقط دود..

دود دود دود

یلدایی که ریه هام رو دستش سپردم و جز سیاهی چیزی نصیبم نکرد

یلدایی طولانیترین حس تنهاییم را نصیبم کرد
دیدگاه ها (۲)

.میز اتاقت باشمدستانت را بگذاری روی سرمبرگ کاغذی را از گوشه ...

آمدم ای شاهپناهم بده،،،،،،

❤ ❤ :تنهایی اونجاش سخته که کلی حرف داری تو دلت اما ...

بالاخره در زندگی هر آدمییک نفر پیدا می شود که بی مقدمه آمده ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط