بابک خرم دین دلاور مبارزایرانی
بابک خرم دین دلاور مبارزایرانی
بابک از نژادی ایرانی و مسکنش آذرآبادگان (آذربایجان جدا نشدنی از ایران) بود، گویا
مسلمانش کرده بودند و نام عربیش حسن بود. جنبشی که بابک در ایران آغاز کرد و
رسما نام جنبش خرمدینان برخود داشت، یک ایدئولوژی مشخصی را مطرح میکرد که
هدفش براندازی نهائی سلطهی عرب - برقراری مساوات انسانی در ایران - تأمین
خوشیی برای همگان و بازگشت به شکوه و عظمت ایران باستان بود.
نام خرمدین که به پاخاستگانِ ایرانی برای این جنبش برگزیده بودهاند به روشنی
نشان میدهد که این یک جنبش مزدکی بوده و همهی شعارها و برنامههای
مساواتطلبانه و ضد بهرهکشی مزدک را دنبال میکرده است. ابن حزم تصریح میکند که
خرمدینانِ پیرو بابک یک فرقهی مزدکی بودند . اساس تعالیم مزدک برآن بود که مردم
باید هم دراین دنیا و هم در دنیای دیگر به سعادت و شادمانی دست یابند؛ یعنی هم
در این دنیا با کسب و کار و کشاورزی و صنعتْ برای خودشان بهشت بسازند، و هم با
انجام کارهای نیکو و خودداری از کارهای بد رضایت خدا را حاصل کنند تا در آخرت به
بهشت بروند. نیک در تعالیم مزدک عبارت بود از گفتار و کرداری که به خود یا دیگری
منفعتی برساند و سعادتی فراهم آورَد؛ و بد عبارت بود ازگفتار یا کرداری که به خود یا
دیگران آسیب و گزند وارد آورد یا سبب محرومیت شود.
آخرین گفتار بابک چنین بوده است . ( به نوشته کتاب حماسه بابک اثر نادعلی همدانی )
تو این معتصم خیال مکن که با کشتن من فریاد استقلال طلبی ایرانیان را خاموش
خواهی کرد . نه ! این حماقت است اگر فکر کنی چون افشین وطن فروش را با زر
خریده ای میتوانی ایرانیان را اسیر کنی . من مبارزه ای را آغاز کرده ام که ادامه خواهد
داشت .
من لرزه ای بر ارکان حکومت عرب انداخته ام که دیر یا زود آن را سرنگون خواهد نمود .
تو اکنون که مرا تکه تکه میکنی هزاران بابک در شمال و شرق و غرب ایران ظهور
خواهد کرد و قدرت پوشالی شما پاسداران جهل و ستم را از میان بر خواهند داشت !
این را بدان که ایرانی هرگز زیر بار زور و ستم نخواهد رفت و سلطه بیگانگان را تحمل
نخواهد کرد .
من درسی به جوانان ایران داده ام که هرگز آنرا فراموش نخواهند کرد . من مردانگی و
درس مبارزه را به جوانان ایران آموختم و هم اکنون که جلاد تو شمشیرش را برای
بریدن دست و پاهای من تیز میکند صدها ایرانی با خون بجوش آمده آماده طغیان
هستند .
مازیار هنوز مبارزه میکند و صدها بابک و مازیار دیگر آماده اند تا مردانه برخیزند و میهن
گرامی را از دست متجاوزان و یوغ اعراب بدوی و مردم فریب برهانند .
اما تو ای افشین . . . در انتظار روزی باش که همین معتصمی را که امروز مانند
سگانی در برابرش زانو میزنی و وطن ات را برای او فروختی در همین تالار و روی
همین سفره سرت را از بدن جدا کند .
مردی که به مادر خود ( میهن ) خیانت کند در نزد دیگران قربی نخواهد داشت و
هیچکس به فرد خود فروخته اعتماد نخواهد کرد .
و بدینسان نخست دست چپ بابک بریده شد و سپس دست راست او و بعد پاهایش
و در نهایت دو خنجر در میان دنده هایش فرو رفت و آخرین سخنی که بابک با فریادی
بلند بر زبان آورد این بود :
" پاینده ایران "
بابک از نژادی ایرانی و مسکنش آذرآبادگان (آذربایجان جدا نشدنی از ایران) بود، گویا
مسلمانش کرده بودند و نام عربیش حسن بود. جنبشی که بابک در ایران آغاز کرد و
رسما نام جنبش خرمدینان برخود داشت، یک ایدئولوژی مشخصی را مطرح میکرد که
هدفش براندازی نهائی سلطهی عرب - برقراری مساوات انسانی در ایران - تأمین
خوشیی برای همگان و بازگشت به شکوه و عظمت ایران باستان بود.
نام خرمدین که به پاخاستگانِ ایرانی برای این جنبش برگزیده بودهاند به روشنی
نشان میدهد که این یک جنبش مزدکی بوده و همهی شعارها و برنامههای
مساواتطلبانه و ضد بهرهکشی مزدک را دنبال میکرده است. ابن حزم تصریح میکند که
خرمدینانِ پیرو بابک یک فرقهی مزدکی بودند . اساس تعالیم مزدک برآن بود که مردم
باید هم دراین دنیا و هم در دنیای دیگر به سعادت و شادمانی دست یابند؛ یعنی هم
در این دنیا با کسب و کار و کشاورزی و صنعتْ برای خودشان بهشت بسازند، و هم با
انجام کارهای نیکو و خودداری از کارهای بد رضایت خدا را حاصل کنند تا در آخرت به
بهشت بروند. نیک در تعالیم مزدک عبارت بود از گفتار و کرداری که به خود یا دیگری
منفعتی برساند و سعادتی فراهم آورَد؛ و بد عبارت بود ازگفتار یا کرداری که به خود یا
دیگران آسیب و گزند وارد آورد یا سبب محرومیت شود.
آخرین گفتار بابک چنین بوده است . ( به نوشته کتاب حماسه بابک اثر نادعلی همدانی )
تو این معتصم خیال مکن که با کشتن من فریاد استقلال طلبی ایرانیان را خاموش
خواهی کرد . نه ! این حماقت است اگر فکر کنی چون افشین وطن فروش را با زر
خریده ای میتوانی ایرانیان را اسیر کنی . من مبارزه ای را آغاز کرده ام که ادامه خواهد
داشت .
من لرزه ای بر ارکان حکومت عرب انداخته ام که دیر یا زود آن را سرنگون خواهد نمود .
تو اکنون که مرا تکه تکه میکنی هزاران بابک در شمال و شرق و غرب ایران ظهور
خواهد کرد و قدرت پوشالی شما پاسداران جهل و ستم را از میان بر خواهند داشت !
این را بدان که ایرانی هرگز زیر بار زور و ستم نخواهد رفت و سلطه بیگانگان را تحمل
نخواهد کرد .
من درسی به جوانان ایران داده ام که هرگز آنرا فراموش نخواهند کرد . من مردانگی و
درس مبارزه را به جوانان ایران آموختم و هم اکنون که جلاد تو شمشیرش را برای
بریدن دست و پاهای من تیز میکند صدها ایرانی با خون بجوش آمده آماده طغیان
هستند .
مازیار هنوز مبارزه میکند و صدها بابک و مازیار دیگر آماده اند تا مردانه برخیزند و میهن
گرامی را از دست متجاوزان و یوغ اعراب بدوی و مردم فریب برهانند .
اما تو ای افشین . . . در انتظار روزی باش که همین معتصمی را که امروز مانند
سگانی در برابرش زانو میزنی و وطن ات را برای او فروختی در همین تالار و روی
همین سفره سرت را از بدن جدا کند .
مردی که به مادر خود ( میهن ) خیانت کند در نزد دیگران قربی نخواهد داشت و
هیچکس به فرد خود فروخته اعتماد نخواهد کرد .
و بدینسان نخست دست چپ بابک بریده شد و سپس دست راست او و بعد پاهایش
و در نهایت دو خنجر در میان دنده هایش فرو رفت و آخرین سخنی که بابک با فریادی
بلند بر زبان آورد این بود :
" پاینده ایران "
- ۲.۶k
- ۲۲ تیر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط