میبرم نامت کنار نام خود

میبرم نامت کنار نام خود
تا کنم شیرین به عالم کام خود

من که عالم را به عالم باختم
من کنارت جاودانه تاختم

بال و پر را از پرت بگرفته ام 
عمر و هستی را زدامان و تنت بگرفته ام 

من چه گویم از صفا و لطف تو 
کاش بودی و میکردم کمی من بوی تو  

او جوانی داد و عمرش می فروخت
روح در من میدمید دل می فروخت

عمر من بود و دلم لبریز او
کاش میدیدم دوباره روی او
دیدگاه ها (۸)

دوست دارم در شب دیدارِ ماه با تو بنشینم لبالب ، گاه گاهدوست ...

رُز نمی خواهم، مرا ارکیده ای از لب ببخشبر دلم پس لرزه هایی م...

اجازه هست به لوح دلت قلم بزنم برای یکدفه حرف از ته دلم بزنم ...

صبحتون بخیر

میبرم نامت کنار نام خودتا کنم شیرین به عالم کام خودمن که عال...

میبرم نامت کنار نام خودتا کنم شیرین به عالم کام خودمن که عال...

هر صفا با علی صفا داردهر کسی با علی خدا داردروی قلب ستاره بن...

مرا بُگذار و بُگذر از دل خوش باورم امشبکه از لطف فلک لبریز غ...

دنیای من و مگسیک هفته بود که با هم زندگی میکردیم.شبها که دیر...

https://telegram.me/nanioushanدیروز پس از یک هفته که مگسی در...

دیروز پس از یک هفته که مگسی در خانه ام میگشت، جنازه اش را ر...

سید کریم امیری

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط