می روی اما نگاه سرسری دیگر نکن

می روی اما نگاه سرسری دیگر نکن
پیش چشمم از رقیبم دلبری دیگر نکن

مهره ی ماری که داری کار خود را می کند
با نگاهت... خنده ات... افسونگری دیگر نکن

آن قدرها که گمانت بود مؤمن نیستم
موی خود را پای بند روسری دیگر نکن

با برادر گفتنت آتش به جانم می زنی
جان من لطفا برایم خواهری دیگر نکن

هر کسی آمد به من زخمی زده حتی تو هم
زخم هایم را به من یادآوری دیگر نکن

زلزله با بم نکرد آن چه تو با من کرده ای
آنچه با من کرده ای با دیگری دیگر نکن
دیدگاه ها (۰)

*نبردی دائمی بین تلویزیون و یخچال در جریان است!**تلویزیون* ب...

🔻فقط خلیج فارس ملی است؟ 🔸بله. بازیکن ملی باید مواضعش هم ملی ...

#آقایون!قدرثانیه های اول ورودتون به خانه رابدانید؛ثانیه های ...

#سلام_مولا_جانم❤خیالت را نفس میکشم؛ این عطر هوای توست که هر ...

عفریته تاریکی نویسنده مرتضی متقیان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط