سناریو

#سناریو
وقتی سناریو خودشونو میخونن

نامجون.نمیدونستم انقدر دیگه خرابکارم
جین.ولی کن انقدر خودشیفته نیستم فقد واسه ی اینکه بقیه بخندن اینکارو میکنم[بغض]
یونگی.من خوابو از عزیزانم بیشتر دوست ندارم
جیهوپ.اووو انقدر من پرانرژیم
جیمین.ولی چرا من بعضی وقتا انقدر کیوتم و انقدر وقتا خشن؟
ته ته. چرا من انقدر به یونتان وابستم
کوک.یا چرا تو همه سناریو ها انقدر خشنمو و همش میگم شیرموزام
دیدگاه ها (۵)

#سناریووقتی روز تولدشون میگی حامله ای نامجون.م من باورم نمیش...

#سناریووقتی دعواتون میشه و میخوان بهت سیلی بزنن دستشونو میگی...

ᴊɪɴوقتی بعد چندسال روز تولدش میای.....‌‌‌......همه.تولدت مبا...

عشق هع مضخرف ترین چیزیه که رو زمین دیدممرگ نه میتونم بگم خوب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط