عاشق است نمی بیند

عاشق است ..... نمی بیند
خیلی چیزها را نمی بیند .مثلا تلخی های انتظار و چشم براهی را .سختی های تنها گریستن در شبهای بی انتهای فراق را نمی بیند .تندی های معشوق را نمی بیند .انگار کور است .فقط کور؟؟ نه کر هم هست .هر چه نصیحتش میکنند که فلانی چکار میکنی؟؟ جوانی ، نشاط ، دلخوشی هایت را به چه قیمت از دست می دهی؟؟؟
کر است ... نمی شنود .... نمی بیند و نمی شنود اما عمیقا حس خوشبختی دارد .با همه تلخی ها ، کام دلش عسل است .با همه سختی ها زندگی برایش معنایی روئیایی دارد .در اقیانوس خوشبختی پنهانی خودش غوطه ور است و حاضر نیست این روئیای شیرین را با بیداری حقیقت تلخ دنیای بی رحم عوض کند
راستی یک سوال .آدمهای خوشبخت چه حسی دارند؟؟ خوشبختی چیست؟؟ پول و شغل و خانه و خوراکی های رنگ و وارنگ است؟؟
اگر اینها بود که همه داریم پس چرا هر چه بیشتر داریم کمتر حس رضایت داریم و باز هم نگاهمان به نداشته هایمان است ؟؟؟؟
آیا با دقیق نگاه کردن به دنیا و گوش دادن دقیق تر به آهنگ زندگی خوشبخت تر از الان خواهیم بود؟؟؟
با نقص ها و صداهای گوش خراشش چه میکنی..؟؟
نه اینها خوشبختی نمی آورد . من آدم های خوشبخت زیادی در زندگی دیده ام آنها بر عکس تصور ما کمتر میبینند و گاهی اصلا نمی شنوند . برای همین در دنیای خلوتی که برای خود ساخته اند درگیر مشغله های مضحکی که دیگران را اسیر کرده ، نیستند .خوشبختی کمی کوری میخواهد واندکی کر بودن . چیزی شبیه آنچه عشق با ما میکند .
اولین ارمغان عشق خوشبختی است و آخرین ارمغانش زندگی ابدی ....
((مترس از محبت که خاکت کند
که باقی شوی گر هلاکت کند))....

م.ح ( کیمیاگر)
دیدگاه ها (۶)

ماهستیم که بدون هیچ سرانجامی هستیم الکی خوش

نمی خواهم رمانتیک باشم یا با حرف ارام کردن را در حرف هایم بر...

سایه های پنهان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط