ای کلبه ی متروک فرو ریخته بر خویش؛

ای کلبه ی متروک فرو ریخته بر خویش؛
ویرانه شدن
چاره ی بیگانه شدن بود؟!

👤فاضل نظری
دیدگاه ها (۱)

گر دولت وصالت خواهد دری گشودنسرها بدین تخیل ...

اگر بر جای من غیری گزیند دوست حاکم اوستحرامم باد اگر من جان ...

هر آدمی باید یه رفیق داشته باشه کهنه تنها از دست همه..از دست...

خشت بر خشت زوایای جهان گردیدممنزلی امن‌تر از گوشه‌ی تنهایی ن...

چندیست از تو غافلم ای زندگی ببخش!چنگی به دل نمیزنی این روزها...

تا لحظه‌ی بوسیدن او فاصله‌ای نیستای مرگ، به قدر نفسی دست نگه...

شوق دیدار توسر رفت زِپیمانه ی ماکِی قدم می نهیای شاه به ویرا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط