چوپان قصه ی ما دروغگو نبود

چوپان قصه ی ما دروغگو نبود

او تنها بود و از فرط تنهایی فریاد گرگ سر می داد

افسوس که کسی تنهایی اش را درک نکرد

و در پی گرگ بودند و در این میان فقط گرگ فهمید که چوپان تنهاست
دیدگاه ها (۲)

هعیییییی روزگااار

ﻣﻦ ﻋﺎﺷﻖ ﻧﻴﺴﺘﻢ...ﻓﻘﻂ ﺷﺒﻬﺎ ﺑﺪﻭﻥ ﺁﻏﻮﺷﺖ ﻧﻤﻴﺘﻮﺍﻧﻢ ﺑﺨﻮﺍﺑﻢ...ﺭﻭﺯﻫﺎ ...

زنــــدگـــی مـــن خـــلاصــه شــــده تــــو اُتاقٓمْ ...

تمام قلیانی ها می دانند که قلیان کُشنده است!اما باز هم بی پر...

✍🏼تنهایی،سکوت نیست؛تنهایی، فریادی است که گلویش خشک شده،فریاد...

✊️امشب ساعت ۲۱؛ ملت ایران فریاد «الله‌اکبر» سر می‌دهند🔹در پی...

نمی داند دل تنها، میان جمع هم تنهاستمرا افکنده در تُنگی، که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط