.زیر باران باید رفت..
.زیر باران باید رفت..
فکر را ،
خاطره را ،
زیر باران باید برد.
دوست را زیر باران باید دید
سهراب گفتی:
چشمها را باید شست....
شستم ولی !....
گفتی:
جور دیگر باید دید....
دیدم ولی !...
گفتی زیر باران باید رفت رفتم ولی !....
او نه چشمهای خیس و شسته ام را..
نه نگاه دیگرم را...
هیچ کدام را ندید!!!!!
فقط در زیر باران با طعنه ای خندید و گفت:
دیــوانه بــاران ندیده.
فکر را ،
خاطره را ،
زیر باران باید برد.
دوست را زیر باران باید دید
سهراب گفتی:
چشمها را باید شست....
شستم ولی !....
گفتی:
جور دیگر باید دید....
دیدم ولی !...
گفتی زیر باران باید رفت رفتم ولی !....
او نه چشمهای خیس و شسته ام را..
نه نگاه دیگرم را...
هیچ کدام را ندید!!!!!
فقط در زیر باران با طعنه ای خندید و گفت:
دیــوانه بــاران ندیده.
- ۹۷۰
- ۲۵ تیر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط