.زیر باران باید رفت..

.زیر باران باید رفت..
فکر را ،
خاطره را ،
زیر باران باید برد.
دوست را زیر باران باید دید
سهراب گفتی:
چشمها را باید شست....
شستم ولی !....
گفتی:
جور دیگر باید دید....
دیدم ولی !...
گفتی زیر باران باید رفت رفتم ولی !....
او نه چشمهای خیس و شسته ام را..
نه نگاه دیگرم را...
هیچ کدام را ندید!!!!!
فقط در زیر باران با طعنه ای خندید و گفت:
دیــوانه بــاران ندیده.
دیدگاه ها (۱۰)

آدم از اولین سیگاری که ؛میکشه سیگاری نمیشه ؛‏از اولین لحظه ا...

چه روز هایی رو تو نبودنت با سیگارم سر کردم …بالاخره برگشتی و...

.بـراے پـِـــــــــسَرم آرزوے خــوشــبـخـتـے مــے‌کــنــم،پـ...

همینحالایهویییی

هر کجا هستم٬باشم‌آسمان مال من استپنجره٬‌فکر٬‌هوا‌٬عشق‌زمین م...

خواب رویای part:۳ چند دقیقه ب...

ناپلئون گمشده (فصل دوم)پارت ۲۹جونگ کوک فردا برگشت.تهیونگ خود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط