کاش چون پاییز بودم

کاش چون پاییز بودم
کاش چون پاییز
خاموش و ملال انگیز بودم
برگ های آرزوهایم یکایک زرد می‌شد
آفتاب دیدگانم سرد می‌شد
آسمان سینه ام پر درد می‌شد
ناگهان طوفان اندوهی
به جانم چنگ می زد
اشکهایم همچو باران
دامنم را رنگ می زد

#فروغ_فرخزاد
دیدگاه ها (۱)

🌱پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، پیش ...

پارت: 19 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*هیچی نگفت. فقط نگاهم می‌کر...

برده عمارت جئون

پارت ۱ ویو ا.ت توی آینه ی قدی سالن نگاهی به تتوی روی قسمتی ا...

مرد بی رحم

سایه‌های ابدی: پیمان خون و قلعه‌ی فراموش‌شدهفصل سوم: تونل‌ها...

رمان: طنین سکوت (Echoes of Silence)پارت بیست‌ویکم: خلع‌سلاحِ...

I love you...but I don't know...How can I say this...to you....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط