حکایت من حکایت کسی است: که عاشق دریا بود! اما قایق نداشت!

حکایت من حکایت کسی است: که عاشق دریا بود! اما قایق نداشت! دلباخته سفر بود! اما همسفر نداشت! حکایت کسی بود که زجر کشید! اما زجه نزد! زخم داشت اما ننالید! گریه کرد، اما اشک نریخت! حکایت من حکایت کسی بود که پراز فریاد بود اما سکوت کرد
دیدگاه ها (۲)

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌وهفتم: کسی که ماند---از مهمان‌خانه رف...

سایه‌های کلاغپارت سی‌وهفتم | اعتراف آخرسکوت کلبه، از صدای گل...

dark life = 20

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 108✦...................

معامله p22مأمور با عصبانیت به در خیره شد.«این در ضدگلوله‌ست....

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝒄𝒆’𝒔 𝑪𝒉𝒐𝒊𝒄𝒆Part 44چند روز از پیدا شدن حقیقت درباره ب...

جیمین امیدوارانه برگشت._ «خودمم. دکتر، حال.. همسرم..؟»دکتر آ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط