گداهه اومده در خونمون رفتم درو باز کردم پول بهش دادم میگه

گداهه اومده در خونمون رفتم درو باز کردم پول بهش دادم میگه پول نمیخوام بهم برنج بده. یه کاسه برنج واسش بردم .
.
.
میگه همین !!؟




گفتم نه اینو دادم پخت کنی اگه پختش خوب شد بیای یه کیسشو بهت بدم
دیدگاه ها (۳)

واااای اینو خخخخخخ

سوار تاکسی شدم،به راننده تاکسی گفتم ؛آخرین مسیرتون کجاست؟......

به مادرم گفتم دیشب خواب دیدم چند تا گرگ داشتن بدنت رو تیکه ت...

عادت کردن میان خونمونعصری گیر داده بودن کارتتو بده بریم خورا...

part 9ویو مایکیصبح از خواب بیدار شدم و رفتم یه آبی به دست و ...

پارت ۳ ویو جیمین حرفاش مثل تیری توی قلبم فرو می‌رفت من اینقد...

جیمین منو ات از دفتر مدیر اومدیم بیرون و ات گفت + پس فردا م...

Part ⁴

#اونـ_مالـ_منهـ𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟐𝟖ته:گفتم میریم یعنی میریمکوک:ته نمیخوام...

#اونـ_مالـ_منهـ𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟑𝟑... :از ته فاصله بگیر این فقط یه هشدار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط