( چرا من؟)

( چرا من؟)
فصل ۲🎀
پارت ۹🎀

ویو ات: سوار ماشین تهیونگ شدم و توی راه داشتیم راجب خوشگذرونی های تهیونگ صحبت میکردیم
تهیونگ: یکی از کار هایی که همیشه انجام میدم سوپرایز کردن بقیه هست وای صورت متعجب مردم حس نو بودن بهم میده
ات: درک میکنم حرفت رو

همینجوری حرف میزدن که رسیدیم به شرکت تهیونگ سریع پیاده شد و در رو برام باز کرد جنتلمن لعنتی
تهیونگ: بفرمایید خانم خانما
ات: ممنون اقای جنتلمن

؟:اوپا بلاخره اومدی؟( خودشو چسبوند به تهیونگ)
تهیونگ: بهم دست نزن لعنتی ( سرد و وحشتناک) هولش داد و هه جی خورد زمین
هه جی: اوپا کارت با نامزد ایندت خیلی بده
تهیونگ: الکی به خودت زحمت نده من ازدواج کردم
هه جی: اوپا درسته میخوای اذیتم کنی ولی این یه جوک مسخره است
تهیونگ: نه همسرم دقیقا پشت سرمه ( رفت کنار)
ات: سلام عجیب غریب خانم
تهیونگ از این حرف ات خندید
تهیونگ و ات با غرور رفتن داخل شرکت
ات: این چی بود یهویی
ته ته: ببخشید 😁
میدونم کوتاه بود ولی خب اگه حمایت کنید بیشتر میزارم
دیدگاه ها (۱)

فرض کنید فصل ۳ چه شاهکاری قراره باشه🛐💪

فیک هاش بینظیره🗿👍bz_oi88

( چرا من؟)فصل ۲ 🎀پارت ۸فرداویو تهیونگ: امروز داشتم میرفتم سر...

میخوام سناریو رو بنویسم صبر کنید🗿👍

پارت شانزدهم کوک. رفتم شرکت بیبنم که این دوتا چی میگن ته. وا...

پارت‌۶:))فلش بک به وسط کلاس کوکات ویواز کوک اجازه گرفتم برم ...

پارت پنجم ات. آها باشه یهو در زده شد ات. بفرماید داخل کوک. ه...

وصیت نامه پارت سومکوک. داشتم از تعجب شاخ در می آوردم ازدواج ...

......//برده ی زیبا//......

پارت نهم ات. همه رو دعوت کردم از اوزو مافیا تا خواننده کارت ...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)Part:2جز برادر بزرگم مین یونگ...

پشت نگاه سردت.... 15ویو تهوقتی رسیدیم خونه، در رو باز کردم و...

پارت چهارم ات. رفتم خونه به دوش گرفتم لباس خواب پوشیدم و با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط