#پاییز#چالش

#پاییز#چالش
چه تاریک است حالِ من، که از هرچیز می ترسم
به عشقت مبتلا هستم و از پرهیز می ترسم!

تمامِ دلخوشیِ من فقط "پاییز" بود و بس
چه کردی با منِ شاعر؟ که از پاییز می ترسم...!
دیدگاه ها (۶)

#پاییز#چالشکمرِ برگ اگر زیرِ قدم هات شکستگوش کن؛ ناله ی جانس...

#پاییز#چالششبیهِ برگِ پاییزی، پس از تو قسمتِ بادم خداحافظ، و...

#پاییز#چالشپاییز می‌رسد که مرا مبتلا کندبا رنگ‌های تازه مرا ...

#پاییز#چالشدارد پاییز می رسد! انار نیستم؛ که برسم به دست های...

خب بچه ها من ۲ تا رمان دارم یکیش نفس های آخر پاییز(تمام شده)...

بعضی آدم‌ها نمی‌روند؛فقط جای خالی‌شان هر روز بلندتر از دیروز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط