『روانی عاشق』

『روانی عاشق』
𝑷𝒂𝒓𝒕_𝟒
جیمین و میا شروع کردن به غذا خوردن که یهو گوشی جیمین زنگ خورد..
*الو...
...٫
*چی
...٫
*باشه باشه اومدم
「پایان مکالمه با مرد」
_عامم چیزی شده
*به تو ربطی نداره
..
جیمین سریع از سر میز بلند شد و رفت توی اتاقش تا لباس بپوشه
....
_عوضی
سوفیا:خانم سرشدین
_عامم اره ممنون
سوفیا:پس من الان اینارو بر میدارم
_میخوای منم کمکت کنم اخه زیاده
سوفیا:نه نه خانم شما برید استراحت کنید و اینکه اگه ارباب بفهمه اخراجم میکنه
_اون با من اشکال نداره..
..
میا از جاش بلند شد و به سوفیا کمک کرد تا ظرفارو برداره...
_هوفف تموم شد
سوفیا:ممنونم خانم
_خواهش میکنم کاری نکردم که
....
جیمین از اتاقش اومد بیرون...
*سوفیا حواست به میا باشه من شاید دیر برگردم..
سوفیا:چشم ارباب
_ایشش😒
*چته
_هیچی فقط برو
*اهای خونه ی منه میخوای من برم
_(اداشو در اورد )
*دختره ی عوضی
_تو خوبی هرزه
*حیف که الان وقت ندارم شب بهت میگم
_باشه باشه شکر خوردم
*حالا شد
من رفتم
سوفیا:خدافظ ارباب به سلامتی برگردین
*ممنون
تو نمیخوای خدافظی کنی
_نه چرا باید باهات خدافظی کنم
*عجب رو مخی هستی تو
_ایشش
*خدافظ
_خدافظ
.....
جیمین از عمارت رفت بیرون...
سوفیا:خانم با ارباب بحث نکنید ممکنه یه کاری دستتون بده
_هیچ کاری از دستش بر نمیاد
ولی خیلی کیوتهه عررر
سوفیا:『پشماش ریخت』
_وایییی
سوفیا:چیشد خانم
_فردا پر//یود میشم ولی هیچی ندارم تو داری
سوفیا:ای وای نه خانم
_اههههه
از پدرم متنفرمم
راستی سوفیا
سوفیا:جانم خانم
_تاحالا جیمین چندتا دختر اورده تو خونه
سوفیا:عامم دختر دیگه ای نیومده اینجا
_چی؟؟!
پس من اولین کسی ام که بهم تجا//وز کرده
سوفیا:چی بهت تجا//وز کرده
_اره 😭
سوفیا:ارباب همچین ادمی نبود
_الان هست عوضی
اخه من مگه چه گناهی کردم که یه مرد قریبه باید تمام بدنمو ببینه
سوفیا:من میرم کارای اینجارو انجام بدم
...
سوفیا رفت اما میا همینجوری داشت با خودش حرف میزد..
_پسره ی عوضی
اخه چرا خودت اعضا وجدان ندارییی
خیلی اشغالیی
اگه شب دوباره باهام کاری کنه چی 😭😭
خدایاااا( با بغض و استرس )
(بغضش ترکید )
سوفیا:خانم گریه نکنید
_نمیتونم😭
....
سوفیا میا رو بغل گرفت و میا توی بغل سوفیا داشت گریه میکرد...
«ویو شب»
جیمین اومد عمارت ولی.....
....
ادامه دارد...
دیدگاه ها (۴)

『روانی عاشق』𝑷𝒂𝒓𝒕_𝟓جیمین اومد عمارت ولی میا نبود...*سلام میا ...

『روانی عاشق』𝑷𝒂𝒓𝒕_𝟔میا از اتاق رفت بیرون و جیمین لباسشو عوض ک...

به به 🛐

『روانی عاشق』𝑷𝒂𝒓𝒕_ 𝟑میا روی تخت خوابید و پسر شکم میا رو ماساژ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط