شاعر شدنم را

شاعـِر شُـدنَم را
بگـذارید بـه پایش..!

او بـود ڪه اینگـونه
مـرا دربـدرَم ڪرد..!
دیدگاه ها (۱۴)

عشق یک سینه و هفتاد و دو سر می‌خواهدبچه بازیست مگر عشق؟!جگر ...

می توان از قصه ی فرهاد این را برگرفت!مَرد اگر عاشق شود کوهی ...

غصه نخور رفیقِ دلتنگ و خسته‌ی من.پاییز قرار نیست همواره فصلِ...

می‌خواستمش تا زنده بمانماو مرا میخواست تا تنها نماند.حوض بی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط