سناریو

وقتی عضو هشتمی و با این لباس تیک تاک میری با تهیونگ


نامجون:ا.ت تو چن سالته؟
ا.ت: ۲۷
نامجون:در سنت خیلی لباسای دارکی انتخاب میکنی


جین:بچه هنوز دهنت بو شیر میده یاع یاع یاع یاع یاع
ا.ت:کوسن رو پرت میکنه تو صورتش


شوگا:توی ذهنش اوففف چه بدنی داره جاننننننننننن😈😈😈


جیمین:میای منو توهم باهم یه چالش بریم؟
ا.ت:باشه


تهیونگ:حاجی خیلی خوب شد
ا.ت:اگه تو نبودی خوب نمی شود


کوک:شیرموزام(به معنی برگام ریخت)
دیدگاه ها (۳)

True Love③⑥تهیونگنه ا/ت نه نه این یه کابوسه یه کابوس ا/ت ی م...

تک پارتی

تهیونگ ل//ب//ا//ش//و محکم کوبید روی ل//ب//ا//ی ا. ت و شروع ک...

تهیونگ :خب تو هم میتونی اینجا بمونی خونه ی بزرگی هست که ا/ت ...

《برادره ناتنیم 》(پارت ۳)ویو ا/تو لباس خدمتکارو تن کردم رفتم ...

فاصله یک لبخند تا جنون

《وقتی برات قلدری میکرد ولی...》پارت ⁴ویو ا/تکه یهو معلم برگشت...

Forbidden love②یک ساعت بعد رینا: کجا بودی؟ ا/ت: بدبخت شدمرین...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒉𝒂𝒕𝒆?پارت 7_جونکوک قدم به قدم...بهش نزدیک میشه..__ا/...

P17چون مستقیم از کمپانی اومده بود کافه لباسای رسمیش تنش بود،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط