"زنی" را می شناسم من 🍀

"زنی" را می شناسم من 🍀
که می میرد ز یک "تحقیر"🌹
ولی "آواز" می خواند
که این است "بازی تقدیر"..
زنی با "فقر" می سازد
زنی با "اشک می خوابد"..

زنی "درد نهانش" را
ز "مردم" می کند مخفی
که یک باره نگویندش
چه بدبختی ، "چه بدبختی"
زنی را می شناسم من
که "می خندد" و می گوید🍀
که "دنیا پیچ و خم دارد" ...🌹


‎‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‎‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‎‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌
#خاص
دیدگاه ها (۲)

خسف | قصه بیست و دوم: حضرت زینب (س) بخش دوم

آدمی در عسرت این لیالی سرد جز تماشای زوال خویش چه دارد؟ما در...

خسف | قصه بیست و دوم: حضرت زینب (س) بخش اول

📜 معرفی‌نامه داستان: برخورد شیطان و خوبی🖤 مشخصات شخصیت اول: ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش سوم_ بلند می‌شود و دستم را می‌گیرد دمپایی ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①①_بخش دوم_کی اشک هایم جاری شد؟ن...

کآیا همیشه تنفر باقی می‌ماند؟✨پارت۲✨_________________🌘🌗🌖🌕🌔🌓🌒...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط