در تمام لحظه های دلتنگی، دل عجیب بهانه ات را می گیرد.

در تمام لحظه های دلتنگی، دل عجیب بهانه ات را می گیرد.
نمی دانم چه کنم که دیگر یادت نکند.

نمی دانم تو با من چه کرده ای که از یادم نمی روی؟

مدتیست که دیگر عقل هم قادر به قانع کردن دل نیست...

این روزها بیشتر از همیشه به گوش دل ،قصه رفتن می خوانم

اما انگار هر چه بیشتر می گویم، او کمتر گوش می کند

و بیشتر هوای تو را می کند.

دیگر نمیدانم چه کنم...؟

چگونه از بار این بغض کم کنم...؟

چه کنم که آنقدر در لحظه هایم جای تو خالی نباشد؟

ساده برایت بگویم :

" این روزها در جمع من و این بغض بی قرار ، جای تو خالیست
دیدگاه ها (۷)

نیستی و من، میانِ این همه سکوتنمی‌دانم با دلم چه کنم…هر شب ت...

.قهوه‌ی چشم ِ تو را با بوسه شیرین می‌کنمبا نگاهت عشق را هر ل...

مینویسم...این روزها که دلتنگی و تنهایی فشار می آورد بیشتر می...

وقتی منطق دیوار می‌کشد و عشق پنجره را باز می‌کند...روان‌شناس...

من از توچیز زیادی نمی‌خواهمفقط گاهیمیان شلوغی روزهایتیادت بی...

#باران 🦋🫰🏼«بابای مهربانم… نمی‌دانم این نامه را کجا باید پست ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط