از فرهاد پرسیدند : شیرین چه خبر ؟.... گفت : آرامتر ، لیلی

از فرهاد پرسیدند : شیرین چه خبر ؟.... گفت : آرامتر ، لیلی خواب است ...
دیدگاه ها (۱)

یک نفر هست که لب وا بکند می میرم ...خنده ی معجزه آسا بکند می...

برای دیدنت پر از دلیل عاشقانه ام ... اگر چه بی اثر شده نگاه ...

بغضی که در من وزیدن گرفت ، تنهایی را به اشک می رساند ... اشک...

دلم که برایت تنگ می شود ، می گیرد ، فریاد می کشد ، به طپش می...

دوست دارم

تو حوا باشو من آدمی دنیا دل بتو دادمتو شیرین باشو من فرهادچن...

شیرین و فرهاد لذت ندارههههههه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط