آمدی بست نشستی , تو چه میخواهی غم؟

آمدی بست نشستی , تو چه میخواهی غم؟
جانم از عشق گسستی,تو چه میخواهی غم؟

مستِ یاری به کناری , خوش و خرّم بودم
آمدی باز که مستی , تو چه میخواهی غم؟

قول دادی که دگر سر به قریبان نزنی
من و قولت که شکستی , تو چه میخواهی غم؟

دستِ من در گرهِ زلف چه بازی میکرد
باز کردی تو به دستی,توچه میخواهی غم؟

یارِ من رفت , دلم مُرد , پریشانم , آه
آه دل را چه شکستی , تو چه میخواهی غم؟

نازِ شَستَت که دلِ شادِ من آماجِ تو شد
تو که هستی؟ تو چه هستی؟ تو چه میخواهی غم؟

تو چنان در دلِ من خانه نمودی انگار
بوده از روزِ الستی , تو چه میخواهی غم؟
دیدگاه ها (۱)

آمدی بست نشستی , تو چه میخواهی غم؟جانم از عشق گسستی,تو چه می...

محبوب دلم بهر چه مارا تو شکستیزنجیر وفا را تو به یکباره گسست...

دلم بهر چه مارا تو شکستیزنجیر وفا را تو به یکباره گسستیاز بخ...

دلم بهر چه مارا تو شکستیزنجیر وفا را تو به یکباره گسستیاز بخ...

محبوب دلم بهر چه مارا تو شکستیزنجیر وفا را تو به یکباره گسست...

محبوب دلم بهر چه مارا تو شکستیزنجیر وفا را تو به یکباره گسست...

محبوب دلم بهر چه مارا تو شکستیزنجیر وفا را تو به یکباره گسست...

من مست شدم مست از ان باده هستیای کاش بدانم تو در اغوش که هس...

من مست شدم مست از ان باده هستیای کاش بدانم تو در اغوش که هس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط