راز شاعر شدنم عشق غزل خیز تو بود

راز شاعر شدنم ، عشق غزل خیز تو بود
کاسه ی صبر دلم ، یکسره لبریز تو بود

طبع بی حوصله‌ی بی کس و کارم ، انگار
از ازل ، منتظرِ رویِ دل‌انگیزِ تو بود

آمدی کُن فیکون شد ، همه ی هستی من
گوش جانم ، هم از آن روز ، فقط تیزِ تو بود

این همه غم ، که دراشعارِ تَرَم می بینی
همه ، بعد از سفرِ تلخ و غم انگیزِ تو بود

ای که دریای غزل ، در نفس تو جاریست
شعر من ، قافیه در قافیه ، ناچیزِ تو بو
دیدگاه ها (۰)

دليل گريه و اين بغض بى بهانه منمآهاى موى پريشان بيا كه شانه ...

ڪاش‌بودی‌تادلـم‌تنھانبودتااسیرغصه‌ی‌فردانبودڪاش‌بودی‌تابرای‌...

ای شرقی قشنگ! که شعرم برای توستدر بیت بیت هر غزلم رد پای توس...

بی دلیل دوستت دارمای دلیلِ دوست داشتنم...😍😘‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط