خاطراتمون:)

خاطراتمون:)
پارت۵

ارسلان:بغلش کردم بردمش گذاشتمش رو تخت و رفتم اتاقم که دوش بگیرم
دیانا:بیدار شدم دیدم ساعت۳شبه تاریک بود منم میترسیدمsmsدادم به ارسلان
دیانا:بیداری
ارسلان:اره
دیانا:میشه بیای اتاقم
ارسلان:چرا
دیانا:تاریکه میترسم
ارسلان:باش

ارسلان:رفتم پیشش رفته بود زیر پتو
دیانا:اومدی مرسی مهربون
ارسلان:بخواب
دیانا:باش.خوابیدم ارسلانم کنار من خوابش برد
ارسلان:بیدار شدم دیدم ساعت۱۲و ساعت۱کلاس داشتیم منم رفته بودم دیروز ثبت نام کرده بودم دیانا رو.دیانا پاشو ساعت۱۲شد
دیانا:وای خدا الان پا میشم
پاشدم رفتم دوش ۵دیقه ای گرفتم اومدم موهامو خشک کردم یه شلوار مام استایل و کت کوتاه کرم کتان با کراپ مشکی زیر تاپ با کفش مشکی و مقنعه یه خط چشم و ضد افتابو تینت زدم عطرمم زدمو اومدم بیرون حاضر شدم اومدم بیرون یه ده دیقه بعد ارسلان اومد بیرون
ارسلان:به شلوار بگ مشکی با یه پیرهن کرم(همون لباسی که ارسلان تو اکران خانه پوشالی پوشیده بود) و عطرمم زدم اومدم بیرون.دیا بریم
دیانا:بریم
ارسلان:قبلش بریم یه قهوه بزنیم
دیانا:بریم ولی میشه اهنگ بزاری
ارسلان:باش اهنگو گذاشتم و بنگ بنگ پخش شد....


ادامه دارد
دیدگاه ها (۰)

دختر منو ۲۰۰تا کنید@leoufate

یه نفر:یه ادیت معمولیهفن:اره ولی اهنگش توش کلی خاطره اس

بهترین فن پیج ویسگون که پستاش عالین@ardia_purple

جغد من مهربون من خوشگل من ماه من.همه میدونیم چقدر سختی کشیدی...

Soukoku

فیک نامجون پارت ۲۱ (میکاپ آرتیست)

عشق ناگهانیp:10ویو جیمین:آنقدر خوشحال بودم که نفهمیدم کی خوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط