"دستهای ما را بستند و ب اب انداختن اما ندانستن ک با کشتن

"دستهای ما را بستند و ب اب انداختن اما ندانستن ک با کشتن ما ما زنده تر میشویم .همه با هم‌گفتیم ما میرویم انها هم خواهند امد!!!
دیدگاه ها (۳)

اذان مغرب ب بچت یاد ندی مثل انسان رفتار کنهاذان صبح یادش مین...

تو سوریه و عراق،داعش لباس خودشو داشت.هیچ کی دل نمیسوزوند از ...

رمان دخت من

"اعجاز علمی قرآنسوره انبیا آیه ۳۰ :وَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاءِ...

ظریف زر نزن،توالان باید پشت میله های زندان باشی خائنمیخای بس...

هاگوپیان: طاعونی که تو روسیه پخش شده، حدود 100 برابر کشنده‌ت...

چندتا نکته میگم مخصوص برعندازاسدرسته اینا خیلی اوسگلن ولی دل...

امنان رییسی: عمامه بدون فهم از دین به چه درد میخورد🔸جلایی‌پو...

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش اول)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط