امروز لحظه ی نوشتنم گریستم..

امروز لحظه ی نوشتنم گریستم..
برای تو ..برای خودم..
پاییزشدم ..
باریدم.. باراندمت..
قلب مهربانت غمگین شد..
ماه روشنم ..همه ی دنیای من.. همه ی آرزوی من..
ازمن ودلتنگیهایم مرنج..
جانم به دیدارت بند شده..
فقط همین......
دیدگاه ها (۳)

ساعت از صفر گذشته عزیزم خوابی؟یا که مثل من آشفته توام بی تاب...

غیر من در دل تو هیچ کسی خاص نشدهیچ کس چون تو به من این همه ح...

به که گویم که تو منزلگه چشمان منیبه که گویم تو نوازشگر دستان...

سلام مهربانانمن در صبحی ﺯﯾﺒﺎ ﯾﺎﺩتان ﻣﯽ ﮐﻨﻢ؛ﺗﺎ ﻫﻤﻪ ﻟﺤﻈﻪ ﻫﺎیتا...

براي تو داداشی برای تویی که میشه ادب ومعرفت را با تو معنا دا...

گاهی فکر میکنم اگه میتونستم یک مدت طولانی به خواب هایم پناه ...

ستاره شویلمی(:

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط