دوباره کار دستم می دهد این بی قراریها

دوباره کار دستم می دهد این بی قراریها
خدایا! خسته ام از بغضها و آه و زاریها

به قدری خسته ام از سایه ئ خود واهمه دارم
گریزان از خودم حتی،شدم مثل فراریها

فقط شعرو قلم در دست وای از بغض شاعرها
فقط در قید و بند حس و آرایه گذاریها

و گاهی باخودم در خلوتم طول خیابان را
چقدر این شهر همدرد است،با بی بند وباریها

اگر چه در حصار روزهای برگ ریزانم
ولی دل بسته ام هر لحظه بر امیدواریها

عجب حسرت به بار آورده تنهایی خداوندا!
نمانده نای در قلبم از این چشم انتظاریها

درختم من زمستان وتگرگ وباد وباران هیچ
تبر روی تنم مانده امان از زخم کاریها

خدا! بغضم شکست واشکهایم را ببین امشب
هوای گریه هایم را خودت گفتی که داری ها
دیدگاه ها (۲)

دوباره کار دستم می دهد این بی قراریهاخدایا! خسته ام از بغضها...

پاییز تو عاشق می کند!!باران عاشق تر!!!!حالا تو بگو این باران...

هر سقوط پایان کار نیست!!

تازه میفهمم طبیعت چقدر با احساسات آدم هماهنگه!!!!!!!مثل بارو...

چقدر قشنگ🥹🍁🍂#ستایش_قلب_سربی #خاص#دلبرانه #دلتنگی #عاشقانه #ت...

ویدئو زیبا

ویدئو زیبا

❤️ﮔﻞ ﻛﺪوم ﺑﺎﻏﭽﻪ ﺑﺸﻢ ﺻﺒﺎ ﺑﻬﻢ ﺳﻠﺎم ﻛﻨﻰﻛﺪوم ﺗﺮاﻧﻪ ﺷﻢ ﻛﻪ ﺗﺎ دﻟﺖ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط