دیـروز یـڪـﮯ بـ.هـم گـُفتــ برو بمیــ ــر…

دیـروز یـڪـﮯ بـ.هـم گـُفتــ برو بمیــ ــر…
خواسـتم بگیـرم بَغلـش کـُنم ُ ببوسمشــــ …
مُدتـ.هـآ بـود ڪسـﮯ وآسـَم هـمچیـن
آرزو ﮯ قشنگـﮯ نکـرده بـود ..
دیدگاه ها (۷)

ستاره ی من(پارت۳)

رمان ارام باش

P¹⁶صدای چه‌یون از پشت سرشان آمد.«چون من ازتون خواستم.»هر سه ...

وقتی با اجبار میشی زن دومش پارت ۲ ا/ت باز صبح شد دیدم خدمتکا...

انیا بیدار شد حالش خیلی خوب نبود دید دامیات محکم بغلش کرده ن...

سناریو

فیک کوک فصل ²پارت²ولی اینبار گریه هاش از روی خوشحالی بود نه ...

دازای:موری سان من کار رو نمیکنم..نمیخوام برم- و حرفم و سیلی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط