مدرسه که میرفتیم ،

مدرسه که میرفتیم ،
هربار که دفتر مشقمون رو جا میذاشتیم معلممون میگفت "مواظب باش خودتو جا نذاری"
و ما میخندیدیم و فکر میکردیم نمیشه خودمونو جا بذاریم!
بزرگ که شدیم بارها و بارها یه قسمت از خودمون رو جاگذاشتیم؛
توی یه کافه،
توی یه خیابون،
توی یه خاطره...
دیدگاه ها (۱)

تک پارتی از:جیناسم:پس منتظرممدت ها بود جین عاشق دختری شده بو...

تک پارتیاز:جیهوپاسم:آغازی دوباره در تاریکیعلامت ها:+جیهوپ_سو...

I can be myself with himPart⁹⁹گونه‌هام گل انداخت:-بلند شو..ا...

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ³پانزده سال بعد...رینا ب...

خلاصه لایو امروز تهیونگ در ویورس:🐻🐻 غذا خوردم. با اعضا غذای ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط