یارو داشت کاپیتانووو رو می زد و هی می گفت: می کشمت عبدال

یارو داشت کاپیتانووو رو می زد و هی می گفت: می کشمت عبدالله!
.
.

.
.
.
.

یکی ردشد وگفت: نزن.گناه داره.کشتیش خووو.کاپیووو گفت:بزار بزنه،تاجونش دراد من که عبدالله نیستم!

خخخخ
خره نمیفهمههههههخخخ
خخخخ
دیدگاه ها (۱)

خداونداببخش..اگربازبان‌به‌تونزدیک‌شده‌اموباقلبم‌خلاف‌آن‌راعم...

پدر خوانده فصل دو

p8بچه ها رفتن سره کلاس تا مربی کرزش امد وگفت وسایلتون رو جعم...

(باکوگو دوستت دارم) پارت۵ ادامهکلاس تموم شد. من به سمت خوابگ...

داستان عاشقانه جدید

سوگند خون و برف -—“Oath of Blood and SnowPART:1ـــــــــــــ...

پارت ۱۱ویوی تهیونگ از خواب بیدار شدم و رفتم دستشویی و دست و ...

پارت ۷۶

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط