جونگ‌کوک ویو:بعد نیم ساعت ا.ت از حال رفت باورم نمیشد که

جونگ‌کوک ویو:بعد نیم ساعت ا.ت از حال رفت باورم نمیشد که اون اندامه سکشی قراره روزی بره من بشه باورم نمیشد سینه هایه دختر عموم رو مکیدم همه چی مثل رویا بود البته شاید، منم بعد چند دیقه خوابیدم ولی قبلش لباس تن ا.ت کردم

پرش زمان به فردا:
ا.ت:آخ...سرم
جونگ‌کوک: بیدار شدی پرنسس؟
ا.ت:دیشب....
جونگ‌کوک: آه بره دیشب احساس گناه نکن حال داد
ا.ت:چی؟دیشب؟مگه چه اتفاقی افتاد
جونگ‌کوک: لورد عوضی تو آب ت دارو ریخته بود و میخواست بهت دست درازی کنه که خوشبختانه من نجاتت دادم ولی خب...بعدش کردمت
ا.ت:چییییی؟کردیم؟
جونگ‌کوک: هن؟ یادت نی؟
ا.ت ویو:یهو یاد کثافت کاری دیشب اوفتادم
جونگ‌کوک: الان یادت اومد؟
ا.ت:آره...متاسفانه
جونگ‌کوک: بیاوریم صبحونه بخوریم و من راجب ازدواجمون با پدر بزرگ حرف بزنم
ا.ت:باشه من برم لباس بپوشم اسلاید۲

پرش زمان به صبحونه:
پادشاه: جونگ‌کوک چرا میخوای با دختر عموت ازدواج کنی؟از روی حوس یا عشق
جونگ‌کوک: معلومه عشق
پادشاه: باشه چرا که نه ولی....به عنوان معشوقه؟
جونگ‌کوک: نه.به عنوان همسرم و ملکه
پادشاه: ازاین بابت مطمئنی
جونگ‌کوک: آره
پادشاه: باشه پس بیاید پس فردا ا.ت رو به عنوان ملکه معرفی و بعد ازیک هفته باهم ازدواج کنید
ا.ت و جونگ‌کوک: باشه این عالیه
دیدگاه ها (۲)

سلام سلام ببخشید یه مدت نبودم و....شرمنده دیگه الان رمان نمی...

پ

لورد:میدونی چیه ا.ت من به عنوان نامزدت باید پاک بودن ت رو چک...

پرش زمانی 1 روز قبل عروسیویو ا. ت امروز باید با کوک برم خرید...

روز بعد ا/ت کج راه میرفت و نمیتونست راه برهجونگ کوک هم یه جا...

پارت. 27

صبح روز بعد، ات با قیافه‌ای کاملاً خواب‌آلود وارد سالن شد.از...

ویو کوکبا نور خورشید از خواب بیدار شدم یکم تکون خوردم احساس ...

𝐓𝐡𝐞 𝐖𝐞𝐝𝐝𝐢𝐧𝐠 𝐃𝐚𝐲 | روز ازدواج𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟑صبح روز بعد نور آفتاب از ...

love in the dark⑧⑤یک ساعت بعد ا/ت: نخوابیدی؟ کوک: نه رفتم کن...

پارت ۲۳

پارت. ۲۸

three hearts, one love

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط