ﺳﻮﺧﺘﻢ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺑﺰﻥ ﺷﺎﯾﺪﺗﻮﺧﺎﻣﻮﺷﻢ ﮐﻨﯽ

ﺳﻮﺧﺘﻢ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺑﺰﻥ ﺷﺎﯾﺪﺗﻮﺧﺎﻣﻮﺷﻢ ﮐﻨﯽ
ﺷﺎﯾﺪﺍﻣﺸﺐ ﺳﻮﺯﺵ ﺍﯾﻦ ﺯﺧﻢ ﻫﺎﺭﺍﮐﻢ ﮐﻨﯽ
ﺁﻩ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﻣﻦ ﺳﺮﺍﭘﺎﯼ ﻭﺟﻮﺩﻡ ﺁﺗﺶ ﺍﺳﺖ
ﭘﺲ ﺑﺰﻥ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺑﺰﻥ ﺷﺎﯾﺪﺗﻮﺧﺎﻣﻮﺷﻢ ﮐﻨﯽ
دیدگاه ها (۱۱)

پرسید :پس بخاطر چی زنده هستی؟ با اینکه دلم داد میزد بخاطر تو...

یاد سهراب به خیر! آن سهرابی که تا لحظه ی خاموشی گفت: تو مرا ...

گاهی اوقات بی قانونی عجب بیداد می کند در عاشقی... یکی دور می...

باز باران بی ترانه... گریه های بی بهانه... میخورد بر سقف قلب...

👌 داستان کوتاه پند آموز✍👌 داستان کوتاه پند آموز✍ﻋﺎﺭﻓﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط