آتش و آب و آبرو با هم

آتش و آب و آبرو با هم. 
هر سه گشتند. در سفر. همراه. 

عهد کردند. هر یکی گم شد. 
با نشانی ز خود. شود پیدا. 

گفت آتش. به هر کجا دود است. 
میتوان یافتن. مرا آنجا. 

آب گفتا. نشان من پیداست. 
هر کجا باغ هست و سبزه بیا. 

آبرو رفت و گوشه ای بگرفت. 
گریه سر داد. گریه ای جانکا. 

آتش آن حال دید و حیران شد. 
آب. در لرزه شد. ز سر تا پا. 

گفتش آتش. که گریه ی تو ز چیست ؟
آب گفتا. بگو نشانه   چو ما

آبرو لحظه ای به خویش آمد
دیدگان پاک کرد و کرد نگاه

گفت. محکم مرا نگه دارید
گر شوم گُم نمیشوم پیدا.

دیدگاه ها (۴)

#جالبه_حتما_بخونید.رﻭﺯﯼ ﺧﺒﺮ ﺭﺳﯿﺪ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺯﻭﺩﯼ ﺟﺰﯾﺮﻩ ﺑﻪ ﺯﯾﺮ ﺁﺏ ...

.برای تــــــو برای چشم هایــتبرای مـــن برای درد هایـــمبرا...

دعاهای زیبا از زبون بچه ها دعاهای زیر از کتاب سومین جشنواره...

فرامانروای بزرگ ایران زمین کوروش بنیانگذار سلسله هخامنشی بدل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط